کلمه «آبچ» در زبان فارسی به چند معنا آمده است که هر یک کاربرد ویژهای دارند و بیشتر در متون تاریخی و فنی به چشم میخورند. در نخستین معنا، آبچ نشانه کمان گروهه است که نوعی کمان مخصوص بوده و با آن مهره یا گلولههای گلی و سنگی پرتاب میکردند و کاربرد آن در تیراندازی و شکار یا ورزشهای قدیمی رایج بوده است. کمان گروهه ابزاری ساده و مؤثر بود که قدرت پرتاب و دقت نسبی داشت و آبچ به عنوان نشان یا علامت این ابزار شناخته میشد. علاوه بر کاربرد نظامی و تیراندازی، واژه آبچ به آلت یا وسیلهای در زراعت نیز اطلاق شده و در متون کشاورزی و روستایی برای برخی ابزارهای زمینداری و کشاورزی به کار رفته است. در منابع کهن این واژه گاهی به شکل «آبج» نیز آمده و نشاندهنده انعطاف واژه در تلفظ و نوشتار فارسی قدیم است.
ابچ
لغت نامه دهخدا
( آبچ ) آبچ. [ ب َ ] ( اِ ) آبج.
فرهنگ فارسی
( آبچ ) ( اسم ) ۱ - نشان. کمان گروهه. ۲ - آلتی در زراعت.
آبج