لغت نامه دهخدا
ابوکباش. [ اَ ک ِ ] ( اِخ ) محدث است و کدام بن عبدالرحمن از او روایت کرده است.
ابوکباش. [ اَ ک ِ ] ( اِخ ) عیسی تاجر. محدث است.
ابوکباش. [ اَ ک ِ ] ( اِخ ) کندی. محدث است.
ابوکباش. [ اَ ک ِ ] ( اِخ ) محدث است و کدام بن عبدالرحمن از او روایت کرده است.
ابوکباش. [ اَ ک ِ ] ( اِخ ) عیسی تاجر. محدث است.
ابوکباش. [ اَ ک ِ ] ( اِخ ) کندی. محدث است.