خیزد
واژه خیز و شکل تصریفی آن خیزد در زبان فارسی به معنای برخاستن یا بلند شدن است.
خیز به معنای حرکت به سمت بالا یا برخاستن از یک وضعیت نشسته یا خوابیده است.
خیزد شکل فعلی این واژه است که به معنای او (یا آن) برخاست یا او (یا آن) بلند میشود است.
در سادهترین حالت، خیزد به معنای بلند شدن از جایی است. مثلاً وقتی کسی از روی زمین یا صندلی بلند میشود.
در ادبیات و شعر، خیزد میتواند به معنای آغاز یک سفر یا تغییر در زندگی باشد.
به عنوان مثال، در شعرها ممکن است به معنای شروع یک حرکت اجتماعی یا سیاسی باشد.
مثال در شعر: خیز و بر خیز، که وقت حرکت است. این جمله به معنای دعوت به عمل و آغاز یک تغییر است.
از طرفی دیگر در جملهای که ناصر خسرو میگوید: خنده از بیخردی خیزد! واژه خیزد به معنای ناشی میشود یا پدید میآید است.
در اینجا، ناصر خسرو به این نکته اشاره دارد که خنده (که میتواند نشانهای از بیخردی یا نادانی باشد) از وضعیت یا حالت بیخردی ناشی میشود.
مترادفها
برخیزد، برآید، بلند شود
متضادها
فرو میرود، میافتد
جمله سازی با خیزد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هرگاه که خورشید از پشت کوههای بلند طلوع میکند، نوری درخشان بر دشتها میتابد و گویی از دل زمین جانی تازه و شکوفههای تازه خیزد.
💡 در اشعار کلاسیک فارسی، شاعر با دقت بسیار زیاد توصیف میکند که چگونه از میان خاکهای خشک و بیابانهای سوزان، یک جوانه کوچک و تازه خیزد.
💡 هرگاه که خستگی بر تن سالخوردهی او چیره میشود، تلاش میکند تا با ارادهای پولادین از جای برخیزد و برای ادامه مسیر زندگی دوباره خیزد.