سنگین سار

لغت نامه دهخدا

سنگین سار. [ س َ ] ( اِ مرکب ) نوعی از سار باشد و آن پرنده ای است سیاه رنگ و برپشت نقطه های سفید دارد. ( برهان ) ( آنندراج ). نام جانوری است سیاه رنگ که بر پشت آن نقطه های سفید باشد و آنرا سار و ساروج نیز گویند. ( جهانگیری ):
گهی به بینی چوپشتباز گشته خشین
گهی منقطه بینی چو پشت سنگین سار.عنصری.چو پشت سنگین سار است شکل لاله او
چکان بسان نقطهای پشت سنگین سار.ازرقی.رجوع به سنگی سار شود.

فرهنگ فارسی

نوعی از سار باشد و آن پرنده ایست سیاه رنگ و بر پشت نقطه های سفید دارد

جمله سازی با سنگین سار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هزار لشگر سنگین شکست و فخر نکرد هزار گنج پراکند و بود با تمکین

💡 ای صبا با یار سنگین دل بگو چون رسانیدی سلام من بگو

💡 گوش خود را چون صدف سنگین کن از آب گهر تا ز ابر آوازه احسان دریا نشنوی

💡 تراشد از دل سنگین من بتخانه را آزر فروزد از شرار من، چراغ دیر را ترسا

💡 تا غبارم سرمه چشم تماشایی نشد درد سنگین مرا آن سنگدل باور نکرد

💡 زلفش به بستر مرگ از تغافلت سنگین دلا بیک نگهم میتوان خرید

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
باوانم یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز