لغت نامه دهخدا
خشم گیرنده. [ خ َ / خ ِ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) غاضب. عصبانی. غضبناک. خشم آلود. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- نفس خشم گیرنده؛ قوه غضبیه: اما نفس خشم گیرنده با وی است نام و ننگ جستن. ( تاریخ بیهقی ص 120 ).
خشم گیرنده. [ خ َ / خ ِ رَ دَ / دِ ] ( نف مرکب ) غاضب. عصبانی. غضبناک. خشم آلود. ( یادداشت بخط مؤلف ).
- نفس خشم گیرنده؛ قوه غضبیه: اما نفس خشم گیرنده با وی است نام و ننگ جستن. ( تاریخ بیهقی ص 120 ).
غاضب عصبانی
💡 به چشم بسته در خون می کشد صیدی که می خواهد ز بس گیرنده افتاده است شهبازی که من دارم
💡 بر گرفتاران ره اندیشه پرواز بست بس که گیرنده است چشم حلقه های دام او
💡 در روز جزا دست شهیدان محبت دستی است که گیرنده ی دامان و عنان نیست
💡 گیرنده در داخل سیتوپلاسم: گیرندههای مربوط به هورمونهای استروئیدی اغلب در سیتوپلاسم قرار دارند.
💡 یک امضای دیجیتال که پیشنیازهای آن برآورده شدهاست، به گیرنده دلیل محکمی ارائه میدهد تا معتقد شود که آن پیام:
💡 کلید خصوصی (متقارن): فرستنده و گیرنده از یک کلید یکسان به منظور رمزنگاری و رمزگشائی استفاده مینمایند.