بره کشی

لغت نامه دهخدا

بره کشی. [ ب َرْ رَ / رِ ک ُ ] ( حامص مرکب ) بره کشتن. عمل بره کشتن.
- بره کشی داشتن؛ در گرمی و رواج بودن بازار کالایی. استفاده زیاد از میزان کردن. ( از فرهنگ عوام ).
- بره کشی ( بره کشان ) فلان دسته است؛ زمان استفاده های مالی آنان و زمان خوش گذرانی آنهاست. ( از یادداشت دهخدا ).

فرهنگ فارسی

بره کشتن عمل بره کشتن.

جمله سازی با بره کشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل و جان و دین و دنیا خرد و صلاح و تقوی بره تو رفته رفته همه رفت هر چه بودم

💡 787) تفسير برهان، ج 1، ص 80، ح 2؛ نور الثقلين، ج 1، ص 62، ح 117.

💡 در معرکه برهان مبین تیغ تو بیند چون چشم نهد خصم تو برهان مبین را

💡 جز بر تن او ره نبرد فخر و بزرگی زانک او نرود جز بره عدل و نظر بر

💡 مرا به بره بریان محبت جانی است که از دهان وی امروز بوی شیر آمد

💡 غیر چشمت که همی می زندم بر به خدنگ نشنیدم که به مردم زند آهو بره تیر

بوسه گاه یعنی چه؟
بوسه گاه یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز