لغت نامه دهخدا
باب التمارین. [ بُت ْ ت َم ْ ما ] ( اِخ ) بابی بمکه معظمه: و از آنجا ( باب السطوی ) مقداری دیگر بروندباب التمارین بدو طاق... و چون از آن بگذرند باب المعامل بدو طاق... ( سفرنامه ناصرخسرو چ برلین ص 106 ).
باب التمارین. [ بُت ْ ت َم ْ ما ] ( اِخ ) بابی بمکه معظمه: و از آنجا ( باب السطوی ) مقداری دیگر بروندباب التمارین بدو طاق... و چون از آن بگذرند باب المعامل بدو طاق... ( سفرنامه ناصرخسرو چ برلین ص 106 ).
[ویکی حج] باب التمارین (ابهام زدایی). باب التمارین ممکن است در معانی ذیل به کار رفته باشد:
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چند گریزی ز حواصل در این قبهٔ بیروزن و باب، ای غراب؟
💡 کرمان آب گنده استاده زرند این زاهدان ک دست باب روان کشند
💡 عطسه او آدم است عطسه آدم مسیح اینت خلف کز شرف عطسه او بود باب
💡 نهادم سری بر زمین در زمان که ای خلق را باب دارالامان
💡 مرا بر بستن لب فتح باب راز شد بیدل که در هر خلوت از فیض خموشی بیسخن رفتم
💡 چه خوش باشد شود وصلش میسر سخنها گویم از هر باب چندان