اتصال دهندۀ نر

فرهنگستان زبان و ادب

{male connector} [مهندسی مخابرات] اتصال دهنده ای متناظر با اتصال دهندۀ ماده که زائدۀ برجستۀ آن درون حفرۀ اتصال دهندۀ ماده قرار می گیرد تا اتصال الکتریکی مطلوبی ایجاد شود

جمله سازی با اتصال دهندۀ نر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از سوی دیگر تکمیل مسیر ریلی ۳۲ کیلومتری شلمچه به بصره باعث تکمیل راهگذر باری شرق به غرب و اتصال به مرز بوکمال در سوریه می‌شود.

💡 با این حال، پوشش های حاوی اتصال دهنده عرضی اورتان اروماتیک به طور کلی از نظر مقاومت در برابر نور UV عملکرد خوبی ندارند.

💡 مانده‌اند دور دور اهل دو کون از رهت زانکه وجود گم کند خلق در اتصال تو

💡 بودنی داند چنان گوئی که بی تدبیر او مر کواکب را بیکدیگر نباشد اتصال

💡 اگرچه جان پرِ جان است و دل برابر دل به حکمِ جاذبه‌ی اتصال روحانی

💡 آزرده است گوشه نشین از وداع خلق غافل که اتصال حق است انقطاع خلق