لغت نامه دهخدا
رجل الزاغ. [ رِ لُزْ زا ] ( ع اِ مرکب ) رجل الغراب است. ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به رجل الغراب شود.
رجل الزاغ. [ رِ لُزْ زا ] ( ع اِ مرکب ) رجل الغراب است. ( تحفه حکیم مؤمن ). رجوع به رجل الغراب شود.
( اسم ) قازیاغی
رجل الغراب است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 8 - ابشركم بالمهدى...يرضى عنه ساكن السماء و ساكن الارض، يقسمالمال صحافا فقال له رجل: و ما صحاحا؟ قال: السوية بين الناس. (919)
💡 مردى حضور رسول اكرم صلى الله عليه و آله آمده اظهار داشت: من تا بهحال به هيچ يك از فرزندانم اظهار علاقه نكرده و يك بار هم آن ها را نبوسيده ام. بعد ازرفتن او، رسول خدا فرمود:هذا رجل عندى اءنه مناءهل النار(62) به نظر من اين مرد اهل آتش است.
💡 روى ان الحسين بن على (ع ) جائه رجل و قال انارجل عاصى و لا اصبر على المعصيه فعظنى بموعظه.
💡 لذا در حديث پر معنائى از پيغمبر گرامى اسلام (صلى اللّه عليه و آله و سلّم ) مىخوانيم: انه ما من رجل يشاور احدا الا هدى الى الرشد: (احدى در كارهاى خود مشورت نمىكند مگر اينكه به راه راست و مطلوب هدايت مى شود).
💡 1 / 7 - و يزيد رجل فاسق شارب الخمرقاتل النفس المحرمة معلن بالفسق و مثلى لا يبايع مثله .(35)
💡 ما من رجل يجعل جبهته فى بقعة من بقاع الارض لا شهدت له بها يوم القيامة