گورجا
لغت نامه دهخدا
گورجا. ( اِ مرکب ) مقبره ومزار و تربت. ( ناظم الاطباء ). گورستان. ( آنندراج ).
فرهنگ عمید
محل قبر، مقبره.
جمله سازی با گورجا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 واژه قبر عربشده «گور» است که به صورت قُبور نیز جمع بسته میشود. اگر در مورد گور افراد با احترام یاد شود به آن آرامگاه یا مَقبره (جمع: مقابر، مقبرهها) نیز میگویند. اگر گور فرد محل زیارت شود به آن مزار گفته میشود. گور مقدسان و مرشدان دینی را تربت و خاک مینامند. در قدیم برای گور واژه «نهفت» و واژههایی چون گورگاه و گورجای هم بهکار میرفتهاست.