نوش گیا
مترادفها
گیاه، نباتات
لغت نامه دهخدا
نوش گیا. ( اِ مرکب ) مخلصه. ( جهانگیری ) ( رشیدی ) ( برهان قاطع ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). تریاق کوهی. ( برهان قاطع ) ( انجمن آرا ). گیاهی است که دفع سموم کند. ( غیاث اللغات ). گیاهی است که تریاق زهرهاست و گویند در اول سال اگر خورده شود در آن سال زهر کار نکند، به عربی مخلصه از آن گویند که خلاص کننده از زهر است، و بز کوهی آن را خورد و پازهر از آن حاصل شود. ( از رشیدی ). نوش گیاه:
نوش گیا پخت و بدو درنشست
رهگذر زهر به تریاک بست.نظامی.
فرهنگ عمید
= نوش گیاه: نوش گیا پخت و بدو درنشست / رهگذر زهر به تریاک بست (نظامی۱: ۷۱ ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - مخلصه ۲- تریاق و پازهری که از گیاهان بدست آورند.
جمله سازی با نوش گیا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دگر روز نوشان یکی برگزید که گوید به گفتار و داند شنید
💡 اگر از جام او نوشی حسن وار خدا یار تو باشد در همه کار
💡 آن نوش که در نیش نهان است بجویید آن گنج که در کسوت مارست ببینید
💡 همی پروراندت با شهد و نوش جز آواز نرمت نیاید به گوش
💡 شهد است اگر زجام تو نوشم سم نوش است گر زدست تو بینم نیش
💡 بباید کردنت مر نوش آن جام که خواهی گشت ذات کل سرانجام