فرهنگستان زبان و ادب
{bronzing} [مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] تغییر رنگ سطح تاحدی که ظاهری مفرغی بیابد متـ. برنزنمایی
{bronzing} [مهندسی بسپار علوم و فنّاورى رنگ] تغییر رنگ سطح تاحدی که ظاهری مفرغی بیابد متـ. برنزنمایی
💡 در چشم تو گل پرده نشین است، وگرنه هر موجه ای از ریگ روان قبله نمایی است
💡 سیر دنیا یک قدم نشو و نمایی بیش نیست همچو گل در صحبت باد صبایی بیش نیست
💡 چه چیز بود، نه از چیز، چون نمایی چیز؟ چگونه دانی کرد آشکاره این اسرار؟
💡 هر سنبل پریشان رند سیاه مستی است هر گل به رنگ خورشید جام جهان نمایی است
💡 با تو ندهد دل که جفایی کنم از پیش هر چند به خدمت در، تقصیر نمایی
💡 روش مونتکارلو روشی را برای خروج از این رشد نمایی پیشنهاد میکند.