لغت نامه دهخدا
حرف چرند. [ ح َ ف ِ چ َ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حرف پوچ. حرف بی معنی. چرند و پرند. رجوع به چرند شود.
حرف چرند. [ ح َ ف ِ چ َ رَ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) حرف پوچ. حرف بی معنی. چرند و پرند. رجوع به چرند شود.
حرف پوچ حرف بی معنی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ابن حسكه با اين چرند گويى ها برخى ناآگاه بى شعور را دور خود جمع كرده و اعتقادآنان را جلب نموده بود.
💡 زبان: چرا چرند مى گوئيد؟ هر كدام از شما ضررتان بيش از من است.
💡 ز آن میل هشت دانهٔ جنت نمی کنند کز مرغزار عالم وحدت همی چرند
💡 كلمه (مرعى ) به معناى چرايى است كه علف خواران آن را مى چرند، و كسى كه آن رااز زمين خارج مى كند و مى روياند همان خداى سبحان است.
💡 گر بآذرمه چکانی قطره ای بر سنگ ازو در مه دی آهوان سنبل چرند از روی سنگ