فرهنگ معین
( آش پشت پا ) (ش ِ پُ تِ ) (اِمر. ) آشی که پس از رفتن عزیزی به مسافرت درست می کنند و به فقرا می دهند.
( آش پشت پا ) (ش ِ پُ تِ ) (اِمر. ) آشی که پس از رفتن عزیزی به مسافرت درست می کنند و به فقرا می دهند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سوزیم دل اما به کسی ناشده دلسوز ما را عجب ار پشت و پناهی بود آنروز
💡 (بـاز گـرد، كـه پـيـاده رفتن رييس قبيله اى چون تو پشت سر من، موجب انحراف زمامدار وزبونى مؤ من است.) (118)
💡 نَسَب من هنر است و حَسَبِ من ادبست وین منم خود شده رویِ حسب و پشت نسب
💡 (درست ساعت 3 نيمه شب بود كه در عالم رويا ديدم نورى از پشت ديوارى ساطع شد وبه طرف من به راه افتاد.
💡 دیگر درین مقام، مجال درنگ نیست کز پشت حلقه عمر تو شد پای در رکاب
💡 ساسون یا پنس چین کوچکی است که در پشت پارچه در قسمتهای گشادتر لباس دوخته میشود تا لباس قالب تن شود.