لغت نامه دهخدا
ولو کردن. [ وِ ل َ / لُو ک َ دَ ] ( مص مرکب ) متفرق کردن. از هم پاشیدن. پراکندن. پخش کردن. پاشیدن روی زمین.
ولو کردن. [ وِ ل َ / لُو ک َ دَ ] ( مص مرکب ) متفرق کردن. از هم پاشیدن. پراکندن. پخش کردن. پاشیدن روی زمین.
(مصدر ) متفرق کرن از هم پاشیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر چه از « ولو شینا» نمیشاید گذر کردن ولی جهدیت میباید به حکم «جاهدوا فینا»