پنبه غاز کردن

لغت نامه دهخدا

پنبه غاز کردن. [ پَم ْ ب َ / ب ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مَشع. ( منتهی الارب ). تمزیع. ( منتهی الارب ). حلج. حلاجت.

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) (مص م. ) حلاجی کردن، پنبه زدن.

ویکی واژه

حلاجی کردن، پنبه زدن.

جمله سازی با پنبه غاز کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو شمع یک مژه وا کن ز پرده مست برون آ بگیر پنبه ز مینا قدح بدست برون‌ آ

💡 شدندی شبانگه سوی خانه باز شده پنبه‌شان ریسمان طراز

💡 ز بوق از بس که گشتی مغز در جوش به زیر خاک مرده پنبه در گوش

💡 درد دل گفتن مرا سودی ندارد با طبیب گوش او از پنبه همچون صورت بالین پر است

ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
ساروی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز