پشت بدادن

لغت نامه دهخدا

پشت بدادن. [ پ ُ ب ِ دَ ] ( مص مرکب ) ادبار. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). دبور. || گریختن از میدان جنگ. فرار از خصم.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- تکیه کردن استناد کردن اتکائ. ۲- رو گردانیدن رو گردان شدن. ۳- گریختن فرار کردن روی تافتن منهزم شدن. ۴- ادبار. ۵- زایل گشتن. ۶- آماده شدن مادینه پذیرفتن نرینه را. ۷- بپایان رسیدن. یا پشت دادن اسب و ستور. حاضر و رام بودن برای سواری.

جمله سازی با پشت بدادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در کوی دوست با غم و باشیون آمدیم بی مرحبا بدادن جان و تن آمدیم

💡 جود تو بی گمان که ضمان را وفا کند گر خلق را بدادن روزی شود ضمان

💡 تذكريكه راجع بدادن اموال باشراف دادى من هرگز حق كسى را بديگرى نخواهم داد وبوسيله مال مردم نصرت نميجويم.(91)

💡 گر او رضا بدادن دین است و جان و دل آری رضای دوست بجو نه رضای خویش

💡 ز آن مدح دیگران نسرایم که نیست کس قادر بدادن صله ام، جز سخای او

گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز