[ویکی فقه] موضوع له هیئت افعال را وضع افعال گویند. در افعال دو وضع قابل تصور است:۱. وضع ماده، مانند: وضع «ض، ر، ب» در ضَرَبَ؛۲. وضع هیئت، مانند: وضع هیئت «فعل» در ضَرَبَ انواع وضع هیئت افعال وضع در هیئت افعال نیز به دو صورت قابل تصور است:أ) وضع هیئت فعل به صورت جمله فعلیه، مانند:«ضرب زید عمروا» که نسبت بین فعل و فاعل، نسبت تامه است؛ ب) وضع هیئت فعل مجرد از جمله، مانند:«ضرب» که هیئت بر نسبت ناقصه دلالت کرده و سکوت بر آن صحیح نیست
جمله سازی با وضع هیئت افعال
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ايقان كه باب افعال از ماده يقن است، به قيام يقين بهدارنده آن نظر دارد. ظاهرا عنوان موقن در اين گونه از موارد، به عنوان صفتمشبهه (نه اسم فاعل ) به كار مى رود. از اين رو معناى ثبوتى دارد، نه حدوثى.
💡 پس روشن شد كه خدايتعالى هم در برابر اسماء جميلش محمود و سزاوار ستايش است، وهم در برابر افعال جميلش، و نيز روشن شد كه هيچ حمدى از هيچ حامدى در برابر هيچامرى محمود سر نمى زند مگر آنكه در حقيقت حمد خدا است، براى آنكه آن جميلى كه حمد وستايش حامد متوجه آنست فعل خدا است، و او ايجادش كرده، پس جنس حمد و همه آن از آن خدااست.
💡 و از آن جهت كه آن حضرت تمام افعال و اعمال و كردار و رفتارش بتمام جهات موردرضايت و خوشنودى پروردگارش بوده (مرضيه ) ناميده شده است
💡 این وجه افکار و محیط را برای اطمینان از کارآمدی و دنبال کردن اهداف، سازماندهی و مرتب میکند.Te توضیحاتی منطقی را راجع به افعال، وقایع و نتایج میطلبد و به دنبال علت شکست میگردد و سعی دارد تا کارها را با نظم و ترتیب خاصی دنبال کند.
💡 3 - از هـمـه ايـنـها گذشته ما مى دانيم كه معجزه كار خدا است نه كار پيامبر، در حالى كهلحـن سـخـن ايـن بـهـانـه جـويان به وضوح نشان مى دهد كه آنها معجزه را كار پيامبر مىدانستند، لذا تمام افعال را به شخص پيامبر نسبت مى دادند:
💡 در روستاهای سنندج گ آخر افعال کامل تلفظ نشده و تلفظ آن به وه نزدیک میگردد مانند رژیاًگ"ه که گ تلفظی بین د و گ دارد.