لغت نامه دهخدا
شکم نخلی. [ ش ِ ک َ ن َ ] ( اِ مرکب ) بچه نخستین مادری. بچه اول که زن آرد. بزرگترین فرزندان مادری. مقابل ته تغاری. ( یادداشت مؤلف ).
شکم نخلی. [ ش ِ ک َ ن َ ] ( اِ مرکب ) بچه نخستین مادری. بچه اول که زن آرد. بزرگترین فرزندان مادری. مقابل ته تغاری. ( یادداشت مؤلف ).
بچه نخستین مادری بچه اول که زن آرد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گیاهانی مانند آناناس، انبه؛ جانورانی مانند سنجاب نخلی هندی، برخی گونه از موشها و حتی دور ریز غذایی انسانها مانند دانههای برنج نیز، جزوی از رژیم غذایی توک ماکاکها است.
💡 نخلی که ندارد ثمری دوری ازو به بگریز ز طفلی که به کف سنگ ندارد
💡 سنگ می بارد به هر نخلی که باشد میوه دار عاشق دیوانه را از سنگ طفلان چاره نیست
💡 نخل جبل علی یکی از سه جزیرهٔ نخلی دبی است. این نخل در منطقهٔ آزاد جبل علی و در آبهای خلیج فارس قرار دارد.
💡 دور گردان را به احسان یاد کردن همت است ورنه هر نخلی به پای خود ثمر میافکند