حجر الاساکفه

لغت نامه دهخدا

( حجرالاساکفة ) حجرالاساکفة. [ ح َ ج َ رُل ْ اَ ک ِ ف َ ] ( ع اِ مرکب ) حجرلایتشنج. حجرلایتشیخ. سنگ کفش گران. سنگی است ملون بسرخی و زردی و سیاهی و شکسته او مایل بتیرگی و کبودی و مستعمل کفش دوزان است. و ذرور او بجهت ورم لهاة و جراحات و قطع نزف الدم نافع است. ( تحفه حکیم مؤمن ). و صاحب اختیارات بدیعی گوید، سنگی است که کفش گران افزار بدان تیز کنند سودمند بود جهت ورم لهاة و ریش آن بغایت. و لهاة را بپارسی ملازه خوانند. و ابن البیطار در مفردات آرد: قال جالینوس فی التاسعة هو معروف بالحجر الذی لایتشنج و هو الحجر الذی تری الاسا کفةیستعملونه و هو ینفع اللهاة الوارقة نفعاً بیناً.

فرهنگ فارسی

( اسم ) سنگ اسکاف.
سنگ کفش گران

جمله سازی با حجر الاساکفه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 28) حجر: 27، ر، ك: الميزان، ج 2، ص 39، و ج 12، ص 153.

💡 شهادت حجر، بر مردم كوفه تاءثير بسيار گذاشت. از كوفياننقل شده است كه: نخستين ذلتى كه بر ما وارد شد، شهادت حجر، دعوت زياد به برائتاز على عليه السلام و شهادت امام حسين عليه السلام بود. (51)

💡 بر صورت تو آنکو عاشق نگشت و شیدا نقشی است او بر آهن یا بر حجر نوشته

💡 کوثر برانی از حجر، مرجان کنی شاخ شجر حیوان کنی آب شمر، مرمر کنی سنک کمر

💡 از خار بن کفر رگ و ریشه برآرد بالفرض اگر ریشه دواند به حجر بر

💡 گوهر مهر تودر طینت این مشتی خاک همچنانست که در آب حجر پوشیده

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران