تعصب قوم عاد

قوم عاد، همان‌طور که در قرآن کریم توصیف شده‌اند، مردمی بودند که به رغم برخورداری از قدرت و امکانات مادی فراوان، در برابر دعوت روشنگرانه هود (ع) به یگانگی خداوند، موضعی لجوجانه و تعصب‌آمیز اتخاذ کردند. دلیل اصلی مقاومت آن‌ها، همان‌طور که در آیه شریفه «بِتارِکِی آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِکَ» به وضوح بیان شده، دفاع کورکورانه از بت‌ها و آیین‌های باطل نیاکان بود، نه فقدان دلیل بر حقانیت دعوت هود (ع). این جمله نشان می‌دهد که پذیرش حقیقت برای آن‌ها به معنای شکستن پیوندها و رها کردن هویت قبیله‌ای مبتنی بر پرستش بت‌ها تلقی می‌شد؛ امری که از نظر ایشان، بهای سنگینی داشت که حاضر به پرداخت آن نبودند.

این تعصب قوم عاد، ریشه در نوعی خودبرتربینی و اتکای صرف به سنت داشت که در پاسخ‌هایشان به هود (ع) منعکس است. آن‌ها در واکنش به دعوت به ترک بت‌پرستی، چالش‌برانگیزانه از ایشان خواستند که اگر راستگوست، عذاب موعود الهی را فرود آورد: «فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ». در پاسخ حضرت هود (ع) نیز به صراحت اعلام شد که عذاب الهی حتمی است: «قَدْ وَقَعَ عَلَيْكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ رِجْسٌ وَغَضَبٌ». نکته کلیدی این است که استدلال آن‌ها به جای پرداختن به براهین توحیدی، به انکار و تمسخر دین جدید با نسبت دادن آن به سخنان شخصی هود (ع) معطوف بود: «أَتُجَادِلُنَنِي فِي أَسْمَاءٍ سَمَّيْتُمُوهَا أَنْتُمْ وَآبَاؤُكُمْ»؛ این امر، اوج اصرار بر «آنچه پدران ما می‌پرستیدند» را در برابر حقیقت واحد نشان می‌دهد که نتیجه‌اش تباهی و فرجام ناگوار آن قوم شد.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] تعصب قوم عاد (قرآن). حرف اصلی کفّار متعصب در برابر حضرت هود ع این بود که ما به خاطر این که «حرف تو» دست از بت هایمان بر نمی داریم، نه به جهت نبودن دلیل. «بِتارِکِی آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِکَ».
قوم عاد، مردمی متعصب و لجوج در برابر دعوت توحیدی هود علیه السّلام:•«والی عاد اخاهم هودا... قالوا اجئتنا لنعبدالله وحده ونذر ما کان یعبد ءاباؤنا فاتنا بما تعدنا ان کنت من الصـدقین قال قد وقع علیکم من ربکم رجس وغضب اتجـدلوننی فی اسماء سمیتموها انتم وءاباؤکم...:و به سوی قوم عاد برادر (نسبی یا قبیله ای) آنها هود را (فرستادیم)، گفت: ای قوم من، خدا را بپرستید، شما را جز او معبودی نیست، آیا (از غضب او) پروا نمی کنید؟!گفتند: آیا به سوی ما آمده ای که ما تنها خدا را بپرستیم و آنچه را که پدران ما می پرستیدند رها کنیم؟! پس آنچه (از عذاب الهی) وعده می دهی بیاور اگر از راستگویانی.گفت: مسلّما بر شما از جانب پروردگارتان عذاب و غضبی ثابت و مقرر شده است. آیا درباره نام هایی که شما و پدرانتان (بت ها را) بدان نامیده اید (مانند اله، معبود و رازق) و خداوند هیچ حجت و برهانی بر (حقانیت) آنها نازل نکرده با من محاجه و ستیز دارید؟ پس منتظر (عذاب) باشید که من نیز حتما با شما از منتظرانم.» •«والی عاد اخاهم هودا قال یـقوم اعبدوا الله ما لکم من الـه غیره ان انتم الا مفترون قالوا یـهود ما جئتنا ببینة وما نحن بتارکی ءالهتنا عن قولک وما نحن لک بمؤمنین:و به سوی قوم عاد برادر (نسبی یا قبیله ای) آنها هود را (فرستادیم) گفت: ای قوم من، خدای یکتا را بپرستید، که شما را جز او خدایی نیست، همانا شما (در شریک کردن بت ها به خدا) افترا گویانی بیش نیستید.گفتند: ای هود، برای ما دلیل روشنی (نشانی که ما بپسندیم) نیاوردی، و ما هرگز رها کننده خدایان خود به گفته تو نیستیم و ما هرگز باور دارنده تو نیستیم.». •«الم یاتکم نبؤا الذین من قبلکم قوم نوح وعاد... قالت رسلهم افی الله شک فاطر السمـوت والارض یدعوکم لیغفر لکم من ذنوبکم ویؤخرکم الی اجل مسمی قالوا ان انتم الا بشر مثلنا تریدون ان تصدونا عما کان یعبد ءاباؤنا فاتونا بسلطـن مبین:آیا خبر کسانی که پیش از شما بودند مانند قوم نوح و عاد و ثمود و آنان که بعد از آنها بودند که (شمار و احوال) آنها را جز خدا کسی نمی داند، به شما نرسیده است؟! که فرستادگانشان دلایل روشن (توحید و نبوت خویش را) بر آنان آوردند، پس دست های رسولان را به دهانشان بازگرداندند (که ساکت باشید؛ یا دست های خود را بر دهان های خود نهادند که خاموش شوید و یا دست ها را در دهان ها کرده از خشم فشردند) و گفتند: ما به آنچه شما بدان فرستاده شده اید کافریم و حتما از آنچه به سوی آن می خوانید (توحید و بطلان شرکا) در شکّی تردیدزا و ابهام آوریم (دین و کتابتان را منکریم و بیّنه توحیدتان را نارسا می دانیم). فرستادگان آنها گفتند: آیا در خدایی که آفریننده آسمان ها و زمین است شکی است؟! او شما را می خواند تا از برخی از گناهان تان درگذرد و شما را تا مدت معینی (از عمر) مهلت دهد؟! گفتند: شما جز بشری همانند ما نیستید، می خواهید ما را از آنچه پدران مان می پرستیدند بازدارید، پس برای ما برهان روشنی (غیر از این که دارید) بیاورید.».
تفسیر رجس
قوم هود برای اینکه او را به نوعی از استهزاء ساکت کنند، مساله تقلید از پدران را به رخ او کشیدند." قالَ قَدْ وَقَعَ عَلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ رِجْسٌ وَ غَضَبٌ..."" رجس" و" رجز" چیزی است که اگر با چیزی دیگر برخورد بکند باید از آن چیز صرف نظر نموده، آن را دور انداخت. مدفوع انسان را هم از همین جهت رجس و رجز گفته اند، هود (ع) نیز در این کلام خود، عذاب را رجس خوانده، چون طبعا انسان از عذاب تنفر داشته و شخص معذب خود را از اشخاص ایمن از عذاب دور می سازد. هود (ع) در جواب قوم خود گفت: این اصراری که شما در پرستش بت ها و تقلید کورکورانه از پدران خود می ورزید، باعث دوری شما از خدا و غضب خدا بر شما گشت، و سبب شد آن عذابی که از در انکار می گفتید: چه وقت نازل می شود؟ به همین زودی بر شما نازل گردد، پس منتظر آن باشید و من هم با شما انتظار آن را دارم. از نظر لجاج و استهزاء در مقام تعجیز هود پیامبر بر آمده گفتند چنانچه در دعوت بخود صادق هستی ما را به هر چه تهدید می نمائی عقوبت بنما.قالَ قَدْ وَقَعَ عَلَیْکُمْ مِنْ رَبِّکُمْ رِجْسٌ وَ غَضَبٌ:هود پیامبر (ع) در پاسخ سخنان تعجیز آمیز قوم خود بآنها خبر داد که عقوبتی که شما را بآن تهدید می نمایم بطور حتم از جانب پروردگار بر شما نازل می شود و آینده نزدیکی است که عذاب همه شما قوم عاد را فرا خواهد گرفت و در انتظار آن باشید هم چنان که من نیز از نظر شهود و یقین به وعده پروردگار در انتظار آن هستم.
تفسیر قالوا یـهود
این قوم متعصب و مغرور یعنی قوم عاد در برابر برادرشان هود ع و نصائح و اندرزها و راهنمایی های او " گفتند: ای هود تو دلیل روشنی برای ما نیاورده ای" (قالُوا یا هُودُ ما جِئْتَنا بینة)." و ما هرگز به خاطر سخنان تو دست از دامن بت ها و خدایان مان بر نمی داریم" (وَ ما نَحْنُ بِتارِکِی آلِهَتِنا عَنْ قَوْلِکَ )." و ما هرگز به تو ایمان نخواهیم آورد"! (وَ ما نَحْنُ لَکَ بِمُؤْمِنِینَ ).و پس از این سه جمله غیر منطقی، اضافه کردند:" ما فکر می کنیم تو دیوانه شده ای و علتش این بوده که مبغوض خدایان ما گشته ای و آنها به عقل تو آسیب رسانده اند" (إِنْ نَقُولُ إِلَّا اعْتَراکَ بَعْضُ آلِهَتِنا بِسُوءٍ.) بدون شک هود- همان گونه که برنامه و وظیفه تمام پیامبران است- معجزه یا معجزاتی برای اثبات حقانیت خویش به آنها عرضه داشته بود، ولی آنها به خاطر کبر و غروری که داشتند مانند سایر اقوام لجوج، معجزات را انکار کردند و آنها را سحر شمردند، یا یک سلسله تصادف ها و حوادث اتفاقی که نمی تواند دلیلی بر چیزی بوده باشد.
تفسیر قوم نوح وعاد
...

جمله سازی با تعصب قوم عاد

💡 تا گوش خوبرویان با گوشوار باشد تا جنگ و تا تعصب با ذوالفقار باشد