فرهنگستان زبان و ادب
تخته برف آزاد
{free-style snowboard} [ورزش] نوعی تخته برف کوتاه و انعطاف پذیر که در ورزش تخته برف سُری آزاد به کار می رود متـ. تخته برف نمایشی free-ride snowboard 2
تخته برف آزاد
{free-style snowboard} [ورزش] نوعی تخته برف کوتاه و انعطاف پذیر که در ورزش تخته برف سُری آزاد به کار می رود متـ. تخته برف نمایشی free-ride snowboard 2
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گشتهایم از شیر مادر تا جدا خون میخوریم تخت شاهی بود ما را تخته گهوارهها
💡 حوضانبار تخته خانرود؛ نام حوضانباری تاریخی مربوط به دورهٔ پهلوی اول است و در شهرستان بینالود، روستای خانرود واقع شده و این اثر در تاریخ ۹ بهمن ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۳۹۱۶ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیدهاست.
💡 مظلم ام روز منم وای بر آن ها فردا مَثَل تخته و شاگرد و سر استادند
💡 در بحر عشقش عاشقان کردند کشتیها روان بیرون نیامد زان میان یک تختهای برساحلی
💡 کاهگل که بر روی هم قرار گرفتهاند قابل تشخیص است. در این بخش میخهای چوبی در طبقات مقرنس زده شده و به جای لب تختههای گچی، از قطعات خشت
💡 مواد اولیه جاجیم از پشم است و بافت آن شبیه گلیم است، با این تفاوت که جاجیم در چهار تخته بافته میشود و پس از بافتن به هم متصل و دوخته میشود.