راست پا
متضادها
چپ پا
لغت نامه دهخدا
راست پا. ( ص مرکب )برپا. بر سرپا. قائم. و رجوع به راست پا آمدن شود.
فرهنگ عمید
۱. (ورزش ) ویژگی ورزشکاری که با پای راست به توپ ضربه می زند.
۲. (ریاضی ) [قدیمی] متساوی الساقین.
فرهنگستان زبان و ادب
{regular footer, regular} [ورزش] تخته برف سُری که پای چپ خود را در جلو و پای راست را در عقب تخته برف قرار می دهد
جمله سازی با راست پا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 غیرتسلیم ز ما هیچ نمیآید راست پا و سر چون خط پرگار به یک خم داریم
💡 پی سوی مقصود بردی راست پا همچو طبع راست محفوظ از خطا
💡 پس از حادثه رانندگی بسیار شدید، بیمار متأسفانه دچار آسیبدیدگی جدی در ناحیه راست پا شد که نیاز به جراحی فوری و طولانیمدت داشت.
💡 ورزشکار حرفهای برای بهبود عملکرد خود در مسابقات جهانی، تمرینات ویژهای را برای تقویت عضلات راست پا و افزایش تعادل خود در زمین آغاز کرده است.
💡 او در هنگام بالا رفتن از پلههای سنگی و قدیمی، ناگهان لغزید و فشار زیادی به مفصل راست پا او وارد شد که باعث درد شدیدی گردید.