لغت نامه دهخدا
( لقاطة ) لقاطة. [ ل ُ طَ ] ( ع اِ ) شکسته و ریزه هر چیزی رایگان و بی بها و از زمین برگرفته. || خوشه برچیده. ( منتهی الارب ). ج، لقاطات.
لقاطة. [ ل ُ طَ ] ( اِخ ) موضعی است نزدیک حاجر از منازل بنی فزاره. ( از معجم البلدان ).
( لقاطة ) لقاطة. [ ل ُ طَ ] ( ع اِ ) شکسته و ریزه هر چیزی رایگان و بی بها و از زمین برگرفته. || خوشه برچیده. ( منتهی الارب ). ج، لقاطات.
لقاطة. [ ل ُ طَ ] ( اِخ ) موضعی است نزدیک حاجر از منازل بنی فزاره. ( از معجم البلدان ).
(لُ طَ ) [ ع. ] (اِ. ) چیزی بی ارزش که روی زمین افتاده باشد. ج. القاط.
چیزی بی ارزش که بر زمین افتاده باشد.
( اسم ) ۱- شکسته و ریز. هر چیز بی بها. ۲- خوش. برچیده جمع: لقاطات.
موضعی است نزدیک حاجر از منازل بنی فزاره.
چیزی بی ارزش که روی زمین افتاده باشد.
القاط.
💡 لقاطه (به عربی: لقاطة) یک شهرداری در الجزایر است که در استان بومرداس واقع شدهاست.
💡 لقاطه ۱۳٬۶۹۲ نفر جمعیت دارد.