گوشمال دیدن

مترادف‌ها

توبیخ شدن، سرزنش شدن، ملامت شدن

متضادها

تحسین شدن، پاداش گرفتن

لغت نامه دهخدا

گوشمال دیدن. [ دی دَ ] ( مص مرکب ) گوشمال خوردن و تأدیب شدن:
من که قول ناصحان را خواندمی قول رباب
گوشمالی دیدم از هجران که اینم پند بس.حافظ.رجوع به گوشمال خوردن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) گوشمال خوردن: من که قول ناصحان را خواندمی قول رباب گوشمالی دیدم از هجران که اینم پندبس. ( حافظ )

جمله سازی با گوشمال دیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مستی غفلت زخواب نیستی بالاترست گوشمال حشر نتواند مرا بیدار کرد

💡 چو مطرب غم او چنگ زد به دامن من ز گوشمال جفا ناله می کنم چو رباب

💡 گر تو درین راه خاک راه نگردی خاک تو را زود گوشمال نماید

💡 ما را شکایت از سخن تلخ یار نیست این گوشمال هیچ کم از گوشوار نیست

💡 به سر رنج و بلا جز رسیدگان نرسند ز طفل حکمت آزار گوشمال مپرس

💡 هستی ما صرف شد در گوشمال غم، مگر در کنار خاک ما را آسمان خواهد نواخت؟

💡 دانش‌آموز پس از اینکه در امتحان پایان ترم نمره بسیار پایینی کسب کرد، از سوی معلم خود به خاطر بی‌توجهی‌های مکرر، مورد گوشمال دیدن قرار گرفت.

💡 کارمند تازه‌وارد پس از اشتباه در گزارش مالی حساس، مجبور شد در جلسه شورای مدیریت، به خاطر بی‌دقتی خود در محاسبات، گوشمال دیدن سختی داشته باشد.

💡 او پس از بی‌احترامی به بزرگترهای خانواده در مهمانی، مجبور شد در مقابل همه حاضرین، به خاطر رفتارهای ناپسند خود، مورد گوشمال دیدن قرار بگیرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران