لغت نامه دهخدا
گوش خاره. [ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) آلتی که بدان چرک گوش پاک کنند. ( یادداشت مؤلف ). گوش خارک.
گوش خاره. [ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) آلتی که بدان چرک گوش پاک کنند. ( یادداشت مؤلف ). گوش خارک.
(اسم ) ۱ - آنچه که بدان گوش را خارند. ۲ - میل گوش پاک کنی. ۳ - جانوری بسیار پای که بگوش مردم رود و موجب ناراحتی گردد هزار پا.
آلتی که بدان چرک گوش پاک کنند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از تن خاکی دل صد پاره می آید برون این شرر آخر ز سنگ خاره می آید برون
💡 باز آمد یار با دلی چون خاره وز خارهٔ او این دل من صد پاره
💡 ز تف تبر و آتش تیغ و تاب برون تاخت از خاره آهن چو آب
💡 آن را که منم منصب معزول کجا گردد آن خاره که شد گوهر او خاره نخواهد شد
💡 اگر چه دشمن آتش نهاده سوخته دل ز تاب تیغ تو در سنگ خاره ساخته جاست
💡 به نور طلعت تو گل برآید از خاره به فر دولت تو لاله روید از سندان