لغت نامه دهخدا
گوش بریدگی. [ ب ُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب )قطع گوش. ( ناظم الاطباء ). حالت و چگونگی گوش بریده.
گوش بریدگی. [ ب ُ دَ / دِ ] ( حامص مرکب )قطع گوش. ( ناظم الاطباء ). حالت و چگونگی گوش بریده.
کیفیت گوش بریده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خلیج چابهار با بریدگی طبیعی و استثنایی خود، بزرگترین خلیج ایران در پیرامون سواحل دریای عمان بهشمار میرود و نزدیکترین آبراه به اقیانوس هند است. چابهار از تیرماه تا اوایل شهریور تحت تأثیر بادهای سرد قطب جنوب است که در اصطلاح محلی به آن بادهای ۱۲۰ روزه میگویند.
💡 این نوع بازجوانی باعث تغییر محل دهانه رود میشود. تنظیم مجدد شیب آبراهه نسبت به سطح اساس جدید به سمت بالادست جریان ادامه مییابد و ممکن است در محل تقاطع سطح اساس قدیمی و جدید باعث ایجاد بریدگی در نیمرخ رودخانه شود.
💡 در ماهگرفتگی جزئی فقط قسمتی از ماه از میان مخروط سایه میگذرد. به این ترتیب بریدگی تاریکی در ماه تمام، در بخش شمالی آن یا در بخش جنوبی، پدیدار میشود. البته ماهگرفتگیهای جزئی هم بعد و هم پیش از ماهگرفتگی کلی نیز واقع میشوند. در حدود نیم ساعت طول میکشد تا ماه کاملاً وارد سایه شود و مدت مشابهی نیز لازم است تا کاملاً از سایه بدر آید.
💡 دستکشهای کار به منظور حفاظت از دستها در برابر خطراتی مانند بریدگی، ضربه، شوک الکتریکی، مواد شیمیایی و غیره استفاده میشوند. دستکشها میتوانند از جنسهای مختلفی مانند لاتکس، نیتریل، وینیل، کتان، چرم یا آلومینیوم باشند و هرکدام برای موارد خاصی از خطرات محافظت میکنند.