فرهنگستان زبان و ادب
{intermediate weld pass} [جوشکاری و آزمایش های غیرمخرب] گذر جوش بین گذر ریشه تا گذر نما متـ. گذر پرکن fill pass, filler pass
{intermediate weld pass} [جوشکاری و آزمایش های غیرمخرب] گذر جوش بین گذر ریشه تا گذر نما متـ. گذر پرکن fill pass, filler pass
گذر جوش بین گذر ریشه تا گذر نما
💡 تا که زنبور میانی چو تو بربوده دلم دست بر سر زنم اندر عقبت هم چو مگس
💡 این میانی که به قصد تو فلک ها بسته است جای دارد که میان را نگشایی در خواب
💡 حرف کمرت همچو الف هیچ ندارد زیرا که تو را چون الف افتاد میانی
💡 به بی دهانی نطقش در از شکر ریزد به بی میانی کوهش کمر ز زر دارد
💡 بربود دلم در چمنی سرو روانی زرین کمری، سیمبری، موی میانی
💡 چون تو میان نداری من با کنار رفتم چون دست درکش آرد کس با چنان میانی