لغت نامه دهخدا
کیک واشه. [ ک َ / ک ِ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) اسم فارسی حشیشةالبراغیث است، وصاحب تحفه گفته اسم طبری قسمی از دوقس است. ( فهرست مخزن الادویه ). کیک به فتح کاف معروف است و واش به زبان تبرستانی علف است، معنی ترکیبی آن یعنی علف کیک، چون آن را در خانه و لباس بریزند کیکان بگریزند. و به یونانی آن را دوقس نامند. ( انجمن آرا ) ( آنندراج ).