کوره ٔ فخارخانه
لغت نامه دهخدا
کوره فخارخانه. [ رَ / رِ ی ِ ف َخ ْ خا ن َ / ن ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) جای خشت پزی که آن را پژاوه به زای فارسی و در هندی بجاوه به جیم تازی گویند. ( آنندراج ):
زند از روزنش آتش زبانه
بسان کوره فخارخانه.میر یحیی شیرازی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
جای خشت پزی که آن را پژاوه به زای فارسی و در هندی بجاوه به جیم تازی گویند.
جمله سازی با کوره ٔ فخارخانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خانه تاریخی استادیان مربوط به دوره قاجار است و در آران و بیدگل، خیابان نواب صفوی، کوچه فخارخانه واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۶ دی ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۴۴۴۴ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 استادکار قدیمی با دقت بسیار زیاد، ظروف سفالی ساخته شده را درون کوره فخارخانه قرار داد تا با دمای بالا تثبیت شوند.
💡 دمای بسیار بالای داخل کوره فخارخانه باعث میشود که گلهای شکلگرفته به سفالهای سخت و بادوام برای مصارف روزمره تبدیل گردند.
💡 برای تولید محصولات باکیفیت، کنترل دقیق دما و زمان ماندگاری قطعات در کوره فخارخانه از اهمیت بسیار زیادی در صنعت سفالگری برخوردار است.