کله خرابی

لغت نامه دهخدا

کله خرابی. [ ک َل ْ ل َ / ل ِ خ َ ] ( حامص مرکب ) در تداول عامه، تهی مغزی. بیخردی. ( فرهنگ فارسی معین ). ورجوع به کله خراب شود. || عصبانیت. تند مزاجی. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به کله خراب شود.

فرهنگ فارسی

تهی مغزی بیخردی. ۲ - عصبانیت تند مزاجی.

جمله سازی با کله خرابی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من و داستان دستان ز خرابی گلستان من و شور و شین قمری که بباغ و راغ دارد

💡 خدا خون جهانی از تو خواهد خواست چون کرده جهان را بر خرابی دیدهٔ خونبار من باعث

💡 اثر تمام شده منبع انرژی از کار بیفتد. اما خرابی گره‌ها نباید عملکرد کلی شبکه را تحت تأثیر قرار دهد

💡 هر کس که بیند حال من داند که هجران دیده ام آری خرابی ظاهرست آنجا که طوفان بگذرد

💡 در دهر گوشه ای که توان زیستن کجاست؟ اینجا به کام جغد، خرابی ندید کس

💡 کارکنان فناوری اطلاعات، بانک‌های بزرگ، مخابرات، رادیو و تلویزیون تحت تأثیر قرار گرفتند. سوپرمارکت‌ها به دلیل خرابی سیستم‌های پوز تحت تأثیر قرار گرفته‌اند.

اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
گوسفند یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز