کتف سار

لغت نامه دهخدا

کتف سار. [ ک َ ت ِ ] ( اِ مرکب ) کتف ساره. سر دوش. سر شانه. ( فرهنگ فارسی معین ):
آورد لاَّلی به جوال و به عبایه
از ساحل دریا چو حمالان به کتف سار.منوچهری.و رجوع به کتف ساره شود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) سر دوش سر شانه.

جمله سازی با کتف سار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 البته ساریخانی در آن المپیک بخاطر مصدومیت شدید در ناحیه کتف به مقامی بهتر از هفتمی نتوانست دست یابد.

💡 گر بخواهد کند خواهد هر دو کتف آسمان ور بخواهد بست خواهد هر دو دست روزگار

💡 نگر که پای ابر کتف مصطفی که نهاد بتان ز کعبه که افکند و پاک کرد مقام

💡 مصطفی کعبه است و مهر کتف او سنگ سیاه هرکس از بهر کف او زمزم افشان آمده

💡 حد فاصله جانبی شانه‌ها باید در جلوی فیلم قرار گیرد و در مسیر محور طولی کتف به موازات مسیر پرتوها ادامه یابد. این روش نشان می‌دهد:

💡 در مهره‌های ۵ و ۶ شایعتر است و درد و علائم به شانه و کتف و تا انتهای انگشتان می‌تواند منتشر شود.

تالی یعنی چه؟
تالی یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
کسکن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز