فرهنگستان زبان و ادب
{vitreous china, vitreous product, vitreous ceramic} [سرامیک] سرامیک افزاری (ceramic ware ) لعاب دار یا بدونِ لعاب با قدرت جذب آب کمتر از 0/3 درصد که به دلیل شیشه ای شدن کاملاً متراکم است متـ. چینی زجاجی
{vitreous china, vitreous product, vitreous ceramic} [سرامیک] سرامیک افزاری (ceramic ware ) لعاب دار یا بدونِ لعاب با قدرت جذب آب کمتر از 0/3 درصد که به دلیل شیشه ای شدن کاملاً متراکم است متـ. چینی زجاجی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دل بهشکست عهد بست، تا نفس از فغان نشست معنی ناک آفرید چینی آرزوی ما
💡 به لب زان خط موزونش نهادم مهر خاموشی قلم از موی چینی میتوان کردن کتابش را!
💡 بزرگان چینی و گردنکشان ز بهرام یل داشتندی نشان
💡 فزون آمد از چینیان ده هزار ز ایرانیان بود سیصد سوار
💡 بخورد اندکی نان و نالان بخفت به دستار چینی رخ اندر نهفت