لغت نامه دهخدا
چلوصافی. [ چ ِ / چ ُ ل َ / لُو ] ( اِ مرکب ) ظرف مخصوص صاف کردن آب چلو. آبکش.پالاوَن. سماق پالا. سماق پالان. چلوصاف کن. صافی. سله. و رجوع به چلوصاف کن شود.
چلوصافی. [ چ ِ / چ ُ ل َ / لُو ] ( اِ مرکب ) ظرف مخصوص صاف کردن آب چلو. آبکش.پالاوَن. سماق پالا. سماق پالان. چلوصاف کن. صافی. سله. و رجوع به چلوصاف کن شود.
( اسم ) سماق پالا سماق پالان چلو صاف کن
ظرف مخصوص صاف کردن آب چلو آبکش. صافی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز سینه صافی خود در حصار فولادم ز سنگ طعنه بدخواه کی حذر دارم
💡 درافشان و روشن چو شمع فلک فروزان و صافی چو جام فلک