لغت نامه دهخدا
پنج ارکان حج. [ پ َ اَ ن ِ ح َج ج ] ( اِ مرکب ) نزد شافعی اول احرام بستن، دوم سعی کردن میان صفا و مروه، سوم وقوف عرفات، چهارم مزدلفه، پنجم طواف کعبه. و نزد امام اعظم سه ارکان سوای سعی و مزدلفه. ( غیاث اللغات ).
پنج ارکان حج. [ پ َ اَ ن ِ ح َج ج ] ( اِ مرکب ) نزد شافعی اول احرام بستن، دوم سعی کردن میان صفا و مروه، سوم وقوف عرفات، چهارم مزدلفه، پنجم طواف کعبه. و نزد امام اعظم سه ارکان سوای سعی و مزدلفه. ( غیاث اللغات ).
نزد شافعی اول احرام بستن دوم سعی کردن میان صفا و مروه سوم وقوف عرفات چهارم مزدلفه و پنجم طواف کعبه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زد ماتم تو شعله به ارکان شرق و غرب آتش به باد داد غمت خاک وآب را
💡 طارم قدر تو چو گردون نه چمن صحن تو چو ارکان چار
💡 ارکان همه مر تو را مطیعاند هرچند خدای راست ارکان
💡 انجم هشتم تویی از فخر و فر پنجم ارکان تویی از کار و بار
💡 از ماه نور گیرد ارکان آسمان خود کیست آن سگی که بخار زمین بود»