پلنگی پوش

لغت نامه دهخدا

پلنگی پوش. [ پ َ ل َ ] ( نف مرکب ) که لباسی از پوست پلنگ کرده باشد. پلنگینه پوش:
صیدگاهش ز خون دریاجوش
گاه گرگینه گه پلنگی پوش.نظام قاری ( دیوان البسه ص 25 ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) که لباسی از پوست پلنگ کرده باشد: پلنگینه پوش.

جمله سازی با پلنگی پوش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مژه و چشم ترا هرکه ببیند غافل وهمش آید که پلنگی زده بر آهو چنگ

💡 آخر نه پلنگی تو نه خوکی نه سگی این گلخن مردار چه خواهی کردن

💡 آهوی تست این پلنگی و سگی وروبهی بگذار مردی از ینان هم بهمشان واگذار

💡 پلنگی به از شهریاری چنین که نه شرم دارد نه آیین نه دین

💡 از جمله جانوران بومی این منطقه می‌توان به آنول پلنگی اشاره کرد.

💡 پلنگی بر او دایه برساخت نیز به مردی و شاهی رسانید و چیز

دشمن یعنی چه؟
دشمن یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز