پای اگیش

لغت نامه دهخدا

( پای آگیش ) پای آگیش. ( اِمص مرکب ) آویختن بود بچیزی. ( صحاح الفرس ). || ( نف مرکب ) آنکه بپای آویزد. آنکه بپای پیچد. پای آویز. پای آهنج. پای پیچ. || مجازاً، ناگزیر. محتوم:
توشه جان خویش ازو بردار
پیش کایدت مرگ پای آگیش.رودکی.

فرهنگ معین

( پای آگیش ) (اِفا. ) = پای آگیشنده: ۱ - آن که به پای آویزد یا پیچد، پای پیچ، پای آهنج. ۲ - مرگ که پای پیچ هر کس شود، مرگ محتوم.

فرهنگ عمید

( پای آگیش ) ۱. آنچه به پا آویزد یا بپیچد: توشهٴ جان خویش از او بربای / پیش کآیْدتْ مرگ پای آ گیش (رودکی: ۵۰۴ ).
۲. = آگیشیدن

فرهنگ فارسی

( پای آگیش ) ( اسم ) آن که بپای آویزد یا پیچد پای پیچ پای آهنج. یا مرگ پای آگیش. مرگ که پای پیچ هر کس شود مرگ محتوم.
آویختن بود بچیزی آن که بپای آویزد

جمله سازی با پای اگیش

💡 با همه بی‌دست و پایی در تلاش خاک باش عزم این مقصد گهر را نیز غلتان می‌برد

جوجو یعنی چه؟
جوجو یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز