لغت نامه دهخدا
نیک عاقبتی. [ ق ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) عاقبت به خیری. خوش سرانجامی. نیک عاقبت بودن.
نیک عاقبتی. [ ق ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) عاقبت به خیری. خوش سرانجامی. نیک عاقبت بودن.
عاقبت بخیری. خوش سرانجامی. نیک عاقبت بودن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخلوت عدم، از بارگاه عز وجود گرفت عاقبتی، همچو نام خود محمود
💡 باز به ما یار گشت نصرت دادار ما عاقبتی نیک داد کوشش بسیار ما
💡 دخترهای شاه عباس نیز عاقبتی بهتر از پسران شاه و داییهایشان نداشتند و اکثر نوههای دختری شاه عباس نیز توسط پسردایی خود (شاه صفی)، کور شدند.
💡 هر که دارد خلفی مثل نظام الاسلام در دو گیتیش همه عاقبتی محمودست
💡 علی عاقبتی نخستین ایرانی لیگ عالی این کشور میباشد که در سال ۱۳۹۶ از تیم بادران تهران به این تیم پیوست.