لغت نامه دهخدا
نیم مستک. [ م َ ت َ ] ( ص مرکب ) نیم مست:
نیم مستک فتاده و خورده
بی خدو این خدنگ یازه من.سوزنی.
نیم مستک. [ م َ ت َ ] ( ص مرکب ) نیم مست:
نیم مستک فتاده و خورده
بی خدو این خدنگ یازه من.سوزنی.
نیم مست.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مستک شد و افتاد و سر آورد سویخواب پیدا شد ازو گنبد سیمین بحقیقی
💡 مضر معده و عصب میباشد و سردرد میآورد و مصلح آن ترمس – مستکی است.