لغت نامه دهخدا
نشنیده گرفتن. [ ن َ ش ِ دَ / دِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) تظاهر به ناشنیدن کردن. بدان توجه و عنایت نکردن. نپذیرفتن. قبول نکردن.
نشنیده گرفتن. [ ن َ ش ِ دَ / دِ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) تظاهر به ناشنیدن کردن. بدان توجه و عنایت نکردن. نپذیرفتن. قبول نکردن.
تظاهر به ناشنیدن کردن. بدان توجه و عنایت نکردن. نپذیرفتن. قبول نکردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جام می می نوش و از نزدیک ما دوری مکن آخر، ای نادان، مگر نشنیده ای «من غاب خاب؟»
💡 بغیر از راحت نومیدی از غیر خدا، دیگر ز ابنای زمان هرگز کسی نشنیده احسانی!
💡 اینان به نزد من آمدهاند و از این که چنین نسبتهایی به شما داده شده اظهار تاسف کردهاند و گفتهاند در تماسهایی که با شما داشتهاند، هیچگاه چنین اتهاماتی را از زبان شما نشنیدهاند.
💡 شبلی گوید هر که توحید بنزدیک او صورت بندد هرگز بوئی از توحید نشنیده باشد.
💡 بوی کین هرگز کسی نشنیده از آب و گلم گر به خس آتش فتد از مهر میسوزد دلم
💡 ابومحمود، یکی از بازماندگان، در سال ۱۹۹۸ به بیبیسی گفت که این هشدار را شنیده است. عارف سمیر اظهار داشت که اخطار را نشنیده است: