ناصری گورکان. [ ص ِ ی ِ ] ( اِخ ) محمدناصر میرزا از احفاد سلطان بایسنغر است. وی به سال 906 درگذشت. از اشعار اوست: آمد بهار و دلشده ای را که یار نیست پروای لاله زار و هوای بهار نیست در روزگار فتنه بسی دیده ام ولی چشم تو فتنه ای است که در روزگار نیست. ( از صبح گلشن 496 ). و نیز رجوع به قاموس الاعلام ج 6 شود.
فرهنگ فارسی
محمد ناصر میرزا از احفاد سلطان بایسنغر است وی بسال ۹٠۶ در گذشت.
جمله سازی با ناصری گورکان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر اساس فرهنگ عامه بلتی، شاهزاده خانم گورکانی، گل خاتون، (در بلتستان به عنوان میندوق گیالمو - ملکه گل) شناخته میشود، موسیقیدانان و صنعتگران را با خود به منطقه آورد و آنها موسیقی و هنر گورکانی را تحت حمایت او تبلیغ کردند. سازهای موسیقی مانند سورنای، کرنای، دهل و چانگ در آن زمان به بلتستان معرفی شدند.
💡 جنبش اردو (اردو: اردو تحریک) یک جنبش سیاسی-اجتماعی بود که هدف آن تبدیل زبان اردو به زبان فراگیر و نشانه هویت فرهنگی و سیاسی جوامع مسلمان در شبهقاره هند در زمان استعمار انگلیس بود. این جنبش با سقوط امپراتوری گورکانی در میانه سده نوزدهم میلادی آغاز و با جنبش علیگر سید احمد خان هندی تقویت شد. این جنبش مسلم لیگ و جنبش پاکستان را به شدت تحت تأثیر قرار داد.
💡 مقبره به سبک گورکانی و متأثر از معماری سبک صفوی ایران ساخته شدهاست، که احتمالاً توسط نور جهان - که اصالتاً ایرانی بود، به دربار مغل معرفی شدهاست. مقبره به صورت تختگاه - یا مقبره ای که بر روی سکویی ساخته میشود نقش تخت را دارد. به جز این که نه تختگاهی روی سکو وجود دارد و نه به ظاهر ساخته شدهاست.
💡 او پیش از تیمور، شوهری به نام امیرحسین داشت که برادرخانم تیمور بود. هنگامی که امیرحسین مُرد، طبق رسوم تاتارها تیمور با او ازدواج کرد. علت لقبگذاری گورکان بر روی تیمور نیز سارای بوده است. زیرا که تیمور با یکی از نوادگان چنگیز ازدواج کرد و داماد چنگیز شد به او لقب گورکان (داماد) دادند.
💡 مجموعه فاتحپور سیکری از دیدگاه مورخان، یکی از مهمترین بناهایی است که امپراطوری گورکانی در قرن دهم شمسی ساخته است. هدف از ساخت این مجموعه یکپارچهسازی جامعه گورکانی از نظر فرهنگی-دینی و نشان دادن اقتدار امپراطوری خود بوده است. این اثر اولین شهری است که گورکانیان براساس نقشهریزی بنیان نهادهاند.
💡 نامههای سلطان عثمانی به شاهعباس دربارهٔ خاناحمد و سرزمین گیلان و شکایات خاناحمد به پادشاه گورکانی هند همه بینتیجه ماند و او نتوانست به گیلان بازگردد.