لغت نامه دهخدا
( مهراب آباد ) مهراب آباد. [ م ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان رومشکان بخش طرهان شهرستان خرم آباد. جلگه ای و معتدل. دارای 120 تن سکنه. شغل اهالی زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
( مهراب آباد ) مهراب آباد. [ م ِ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان رومشکان بخش طرهان شهرستان خرم آباد. جلگه ای و معتدل. دارای 120 تن سکنه. شغل اهالی زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).
( مهراب آباد ) دهی است از دهستان رومشکان بخش طرهان شهرستان خرم آباد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به شهر اندرون گرد مهراب بود که روشن روان بود و بیخواب بود
💡 ز شادی روی را مهراب بر تافت به سوی مرز شد قیصر عنان تافت
💡 داستان زال و رودابه یک داستان عاشقانه از شاهنامه، کتاب حماسی ایرانیان است. این داستان روایت عشق زال پسر سام و رودابه دختر مهراب کابلی است.
💡 رودابه دختر سیندخت و مهراب کابلی، همسر زال و مادر رستم است. زال در گذری از مرز کابل، به رودابه، علاقهمند شد و او را به همسری برگزید.
💡 انگلیسیها اردویی برای تنبیه او به کلات فرستادند و در جنگی که بین آنها درگرفت، مهراب خان با اتباعش کشته شدند و کلات به تصرف قوای انگلیس درآمد.
💡 چو مهراب این حکایت را فرو خواند خجل گشت افسر و حیران فرو ماند