مست نواز

لغت نامه دهخدا

مست نواز. [ م َ ن َ ] ( نف مرکب ) مست نوازنده.که مست را مورد نواخت و تفقد قرار دهد:
مست نوازی چو گل بوستان
توبه فریبی چو مل دوستان.نظامی ( مخزن الاسرار ص 59 ).

فرهنگ فارسی

مست نوازنده

جمله سازی با مست نواز

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نور خور را چه زیان زانکه شود ذرّه نواز منصب را چه خلل، زانک کند معتبرم

💡 گمان بهی، بر زمانه مبر که او بد نواز است و نیکو گداز

💡 صبا بگوی به یارم که باز می‌آیم به جان رسیده سویِ دل نواز می‌آیم

💡 نی توبه بندگان خود جور و ستم کنی و بس جمله شهان حسن را بنده نواز یافتم

💡 خلق تو حقگذار و خلق نواز فضل توشه پسند و شهرپسند

💡 خجسته بادت فرخنده و مبارک باد نواز و خلعت و تشریف شاه کام روا

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
تنتهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز