مؤلفۀ فعال

مترادف‌ها

بخش فعال، عنصر فعال

فرهنگستان زبان و ادب

{active component} [فیزیک] مؤلفه ای از جریان یا ولتاژ یا توان ظاهری که در ایجاد توان واقعی سهیم است متـ. مؤلفۀ توانی power component

جمله سازی با مؤلفۀ فعال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 مشورت با نفس خویش اندر فعال هرچه گوید عکس آن باشد کمال

💡 فعال مختار و مجازی به عمل عالم هر کلی و جزوی ز ازل

💡 هم شنیده که جاهلان لئیم بروند از فعال بد بجحیم

💡 زبان حال و رأی کسوت قال بیاموزد نبی از عقل فعال

💡 ور ز قبح خصال و سؤ فعال نهی آنجا ز جهل سنگ و سفال

💡 نباشد اعتراضش بر فعالی که واقع گردد از تأثیر و حالی

💡 در طراحی مدارهای الکترونیکی پیشرفته، انتخاب یک مؤلفۀ فعال با کیفیت بالا می‌تواند تأثیر مستقیمی بر پایداری و کارایی نهایی کل سیستم‌های دیجیتال داشته باشد.

💡 مهندسان برق برای کنترل دقیق جریان الکتریسیته در سیستم‌های پیچیده، از چندین مؤلفۀ فعال مانند ترانزیستورها برای مدیریت دقیق سیگنال‌های ورودی و خروجی استفاده می‌کنند.

💡 هر مؤلفۀ فعال در یک مدار الکتریکی وظیفه کنترل یا تقویت سیگنال را بر عهده دارد و بدون عملکرد صحیح آن‌ها، کل دستگاه دچار نقص می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران