لغت نامه دهخدا
لحاف کشی. [ ل َ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) عمل لحاف کش.
لحاف کشی. [ ل َ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) عمل لحاف کش.
عمل و شغل لحاف کش.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 لحاف محاف میندازن تو سلولش. نفت روش میریزن و آتیشش میزنن.
💡 روانداز یا لحاف نوعی پوشش پارچهای است که معمولاً بر روی تخت یا تختخواب استفاده میشود.
💡 پس صبح كردند مردم و نشنيدند از بارى او حسى. پس لحاف را از روى او برداشتند كهديدند مذبوح شده از قفا و خونش جارى است ! الخ.)
💡 همچو روانهای پاک خامش در زیر خاک قالبشان چون عروس خاک بر او چون لحاف
💡 خوشا حال لحاف و بستر آهنگ که میگیرند هر شب در برت تنگ
💡 در خزان چون دید او یار خلاف در کشید او رو و سر زیر لحاف