فرهنگستان زبان و ادب
{basket rod} [حمل ونقل ریلی] پیوند غلاف شکلی که میلۀ سوزن را به میلۀ حرکت متصل می کند
{basket rod} [حمل ونقل ریلی] پیوند غلاف شکلی که میلۀ سوزن را به میلۀ حرکت متصل می کند
💡 هر غنچه را تو گویی لعل است در غلاف هر لاله را تو گویی لؤلؤست در دهن
💡 حضرت با غلاف شمشير نزديك خيمه گودال كوچكى حفر كرد و او را به خاك سپرد.
💡 به پیش دشمن اگر تیغ از غلاف کشد چنان به چشم درآید که مرگ عریانست
💡 روزی که نیزه را بود ز سینها غلاف جایی که بود تیغ را از فرقها قراب
💡 بيش از سه هزار نفر از قبايل مختلف با او موافق شدند، و پيمان بستند و غلاف شمشير درهم شكستند، و همگى آماده جنگ با اهل شام شدند.
💡 زوجی آیندهنگر در نیویورک از فناوریهایی مانند رحم مصنوعی و غلافهای جداشدنی برای رشد خانوادهشان استفاده میکنند.