علی طوبی
لغت نامه دهخدا
علی طوبی. [ ع َ ی ِ ] ( اِخ ) ابن حسن بن طوبی. مکنی به ابوالحسن. ادیب و نویسنده و شاعر و معاصر معزبن بادیس بود. وی به مشرق نیز سفر کرد. و پیش از سال 454 هَ. ق. میزیست. او را دیوان شعری است. ( از معجم المؤلفین به نقل از الخریده عماد ج 11 ص 30 ).
جمله سازی با علی طوبی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وگر در سایهٔ طوبی برد خوابم، محال است این که غم های تو بر بالین بتازد صد شبیخونم
💡 برده اند از قد و رخسار خود آن حوروشان جلوه طوبی و گلگشت جنان از یادم
💡 رخت بهشت و، قدت طوبی و، دهان تو کوثر ز فرق تا به قدم دلبرا! بهشت جهانی
💡 عباس و پدرش، در غیاب طوبی، قباله خانه را به «معمار» که خریدار خانهاست میدهند.
💡 سر به سر گفتار صائب پخته و سنجیده است میوه خام از نهال سدره و طوبی مجو