لغت نامه دهخدا
عقاب بینی. [ ع ُ ] ( ص مرکب ) که نوک بینی بسوی انسی برگشته دارد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
عقاب بینی. [ ع ُ ] ( ص مرکب ) که نوک بینی بسوی انسی برگشته دارد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فرمود: هر كه كار زشتى را تحسين و تاءييد كند، در عقاب آن شريك مى باشد.
💡 با جغد و با عقاب چرا همنفس شدی از آشیان قدس چو پرواز کرده ای
💡 همی در انجمنم، زان بود عقاب شدید؛ همی بخلوت، از نیم بود عذاب الیم!
💡 عقل پیش قائل ذاتش بود تسلیم محض پشه کی لاف توانایی زند پیش عقاب
💡 تا چند بیم میدهی از دوزخ و عقاب افزون ز صحبت تو بدوزخ عقاب نیست
💡 دست عدلت گر بخواهد آشیان داند نهاد کبک را در مخلب شاهین و منقار عقاب