صفت استطاله

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] صفت استطاله، امتداد صوت از اول کناره زبان تا آخر آن؛ صفت ویژه حرف «ض» است.
«استطاله» در لغت به معنای کشیدن و طلب کشیدن و در اصطلاح علم تجوید عبارت است از امتداد صوت از اول کناره زبان تا آخر آن. این حالت فقط در حرف «ض» هست؛ زیرا مخرج حرف «ض» امتداد می یابد تا به مخرج «ل» متصل شود؛ به عبارت دیگر، طولانی بودن نسبی مخرج «ض» سبب امتداد صدا در چنین حالتی می شود و همین پدیده را «استطاله» می گویند.
معنای دیگر
در برخی از منابع، «استطاله» به کشیدن زبان هنگام تلفظ حرف «ض» معنا شده است. استطاله از صفات فرعی حروف است.
عناوین مرتبط
...

جمله سازی با صفت استطاله

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس، معلوم شد كه طالب علوم به تقسيم اولى كلى دو طايفه اند: يكى آنكه مقصدش الهى، و ديـگـر آنـكـه نـفـسـانـى بـاشـد. و تـوان گـفـت كـه ايـن طـايـفـه غـايـت مـقـصـدشـانجـهـل اسـت، زيـرا كـه عـلوم صـوريـه كـه از بـراى آنحـاصـل شـود به حسب حقيقت جهالات مركبه و حجت ملكوتيه است. و اين دو طايفه كه حضرتصـادق، عليه السلام، در اين حديث شريف، كه ما به شرح آن پرداختيم، ذكر فرمودنددر ايـن مـقـصـد كـه ذكـر شـد شـركـت دارنـد، زيـرا كـه اصـحـاب مـراء وجدال و همين طور اصحاب استطاله و ختل هر دو اصحاب جهالات و ارباب ضلالات هستند و ازاين جهت آن جهل را كه آن بزرگوار (از) علائم طايفه اولى قرار داده است توان گفت غير ازاين معنى متعارف است، بلكه يا مقصود از آن تعميمه امور و القاى مردم در جهالت است، يامـقـصـود از جـهـل تـجـاهـل و عـدم قـبـول حق است، چنانچه اين هر دو از خواص اصحاب مراء وجـدال اسـت. آنـهـا امـور حـقـه و حـقـايـق رايـجـه را انـكـار كـنـنـد وجـهـل ورزنـد بـراى پـيـشـرفـت حـرف خـود و گـرمـى بـازارباطل و رواج متاع كاسد خويش.