صفا خیزی

لغت نامه دهخدا

صفاخیزی. [ ص َ ] ( حامص مرکب ) صفا برخاستن از. طراوت داشتن:
شکرریزی گوشه لب مفهم
صفاخیزی موج غبغب مفهم.ظهوری ترشیزی.

فرهنگ فارسی

دارای طراوت و صفا بودن: طراوت.

جمله سازی با صفا خیزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 صد نالهٔ شبگیری صد صبح بلا خیزی صد آه شررریزی یک شعر دل‌آویزی

💡 از ناله خیزی دل سختش در آتشم کاین سنگ، پر شرر ز هجوم نگاه کیست؟

💡 این روستا در پایه یک کوه نسبتاً بلند قراردارد. این روستا دارای زمینهای حاصل خیزی است و محصول آن گندم است.

💡 نشئه‌ی درد فصیحی به دلت باد حرام از غم آباد بلا گر به سلامت خیزی

💡 گاهدی.شهرستان خیزی در شمال کشور آذربایجان و مشرف بر دریای کاسپین است...

💡 تا چو شبنم ازسحر خیزی است روشن دیده ات آب ده چشم خود از رخسار گلفام بهار

صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
پوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز